تبلیغات
عُصارۀ خلقت

عُصارۀ خلقت

نگاهم کن مادرجان زهراء(س)
...فعلاً تا اطلاع ثانوی این وب تعطیل شد...

نتیجه تصویری برای عکس نوشته تعطیل
اِن شاءَالله بعد از ماه مبارک رمضان این وبلاگم
حذف خواهد شد
عزیزانی که در این وبم لینک هستند
در صورت تمایل به ادامه تبادل لینک و نظر به
 دو وب دیگرم مراجعه و اقدام نمایند


 balagholmobin17.mihanblog.com

asheghanehayeentezar.mihanblog.com


نوشته شده در جمعه 2 مرداد 1394 ساعت 08:39 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |

فضیلت صلوات بر حضرت زهرا(س)
=============

    یکی از خُتوم مُجرّب در برآورده شدن حاجات، صلوات بر حضرت فاطمه زهرا(س) است، که پانصد و سی مرتبه این صلوات را تکرار نماید و بگوید: « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فَاطِمَةَ وَ اَبِیها وَ بَعلِها وَ بَنِیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَدِ مَا اَحَاطَ بِهِ عِلمُکَ. یعنی پروردگارا: درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامی‌اش و فرزندان عزیزش و آن رازی که در وجود او به ودیعه نهادی به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد »

     که در این صلوات شریف، مقصود از رازی که در وجود مقدَّسه آن حضرت(س) به ودیعه نهاده شده، حضرت حجَّت و امام موعود(عج) هستند. نویسندهٔ صحیفهٔ مهدیه می‌گوید: اگر چه این صلوات در کتب قدیمی وجود ندارد و از مرحوم شیخ مرتضی انصاری(ره) شنیده شده، ولی به علّت ارتباطی که آن بزرگوار با حضرت بَقیةُ الله، امام زمان(عج) داشته‌اند، به احتمال قوی این دعا از آن حضرت صادر شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 25 فروردین 1395 ساعت 09:47 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |

کیفیّت و اَسرار تولّد حضرت زهراء(س)

     فاطمۀ زهراء(س)  همچون لیلةُ القدر، حضوری مستمرّ، کار آمد و تأثیر گذار در همۀ عرصه‌ های هستی دارد و ظرف وجودش ظرف تحقّق اراده و مشیّت الهی و اِفاضه فیض ربوبی است. اگر چه قدر و منزلت آن حضرت همچون شب قدر، ناشناخته مانده است و باید تأویل حقیقت و کُنهِ وجودش را در قیامت مشاهده کرد، امّا به مقدار ممکن و میسور، باید به سراغ این انسان کامل، مکمّل، هادی و اسوۀ ابدی رفت و به او قُرب وجودی یافت. فاطمه(س)  خود قرآن مجسّم و وحی معیّن و از مفسّران و تأویل‌ شناسان و راسخان در علم است که مصداق اولوُا العِلم، اولوُا الاَلباب، اوُتوُا العِلم و نیز اُولوُا الاَیدی وَالاَبصار، اهل تفکّر و تذکّر، برهان و عرفان یا عقل و عشق است.
     اَشرف انبیا، پیامبر خاتم(ص) در هنگام وداعش از دنیای فانی، نسخه‌ ای جاودانه، یعنی قرآن و اهل‌بیت خویش را، برای تمام درد های انسانیّت، به جای نهاد و با تمام وجود فرمود: « اِنّی تارکٌ فیکُم الثّقلین » تا هر گونه شک و تردید را از اذهان بشریت پاک کند و به ما بگوید که هر نوع تمسّکی به غیر این دو مصداق پناه‌ بردن به اَوهَنُ البیوت است و نتیجه‌ ای جز سقوط در جُرُفٍ هارٍف یعنی پرتگاهی سست و نرم در پی نخواهد داشت.
     عصارة بهشت با توجّه به اصطلاح معروفِ « اَهلُ‌البَیتِ اَدرِی بِما فِی البَیتِ » برای پی‌ بردن به راز و رمز ها و اسرار این خاندان، راهی جزء پناه بردن به کلام خود ایشان نیست و بقیّه سخنان و جملات، یار شدن با ظنّ خویش است، و نیل  به راز لیلة قدر و سِرّ مستودَع، تقوای بیرونی می‌طلبد و امداد الهی و برای پای چوبین تقوای ما، کاری است بس سخت و طاقت‌ فرسا.
     قلم‌ زدن در مورد اَمَةُ الله، یعنی کنیز و بندۀ ویژۀ خدا اذن الهی می‌طلبد و جرئتی اسدُ اللهی، و خلق را یارای ادراک مقام علمی و عَملی فاطمه زهراء(س)  نیست و معرّفت به کُنهِ شخصیت فاطمه(س)  میسور احدی نیست، که آن انسان کامل را باید انسان کامل بشناسد و بشناساند. از این‌ رو برای پی‌ بردن به راز و رمز ها و اسرار عصارۀ هستی، از کلام رسول‌ُ الله(ص) و اهلبیت آن حضرت کمک می‌ گیریم.
     موضوع تولّد ایشان یکی از جنبه‌ های راز گونه و پیچیده‌ ای است که دارای برنامه‌ ریزی طولانی بوده است، یعنی همان‌ گونه که زندگی کوتاه دنیوی آن بانوی بزرگوار هنوز سرشار از ناگفته‌های زیاد است و نامعلوم بودن مَدفن شریف او سال‌ هاست که دل عاشقان را داغدار ساخته، و قدرش همچون قبرش ناشناخته مانده، تولّد او نیز سِرِّ غامِض و سر به مُهری است که فقط نکاتی از آن از طریق سخنان فرزندان بزرگوارش به ما رسیده و برای شنیدن همین نکات هم، ظرف ذهن ما، بسی کوچک و کم‌ حجم است.
     مسیر برنامه‌ ریزی‌ شدۀ الهی برای تولّد حضرت فاطمه(س) را می توان به دو بخش تقسیم کرد: بخش اوّل: اسرار پیش از تولّد تا زمان تولّد آن حضرت و بخش دوّم: اسرار زمان ولادت و کیفیت تولّد آن حضرت.
     بر اساس حکمت الهی، تولّد دختری که تکمیل‌ کنندۀ موضوع نبوّت و پایه‌ گذار مسئلۀ امامت است نیازمند مقدّماتی است که در صورت فراهم نشدن آن مُقدِّمات، کار به سرانجام نمی‌ رسد، در بارۀ اینکه خلقت نوری پنج تن آل عبا قبل از آفرینش حضرت آدم(ع) صورت گرفته، احادیث فراوانی آمده است و همچنین در موضوع خطاب خداوند به پیامبر(ص) و علی(ع) با عبارت « لَولا فاطِمةَ لَمَا خَلقتُکُما » نیز مسئله جزئی‌ تر می‌ شود.

اَسرار قبل از تولّد

     1 - بشارت تولّد حضرت زهراء(س) در معراج

     پیش از تولّد حضرت فاطمۀ زهراء(س) خداوند متعال در معراج که مهمترین مسائل و اتّفاقات و حوادث هستی بین خداوند و رسولش ردّ و بدل شد بشارت تولّد ایشان را به نبیّ مکرّم اسلام(ص) داد و فرمود: « ای پیامبر: خداوند ولادت فاطمه را از خدیجه دختر خُویلد به تو بشارت می‌دهد »(1)

     2 - جدائی چهل روزۀ پیامبر(ص) از خدیجه(س) به امر خدا

     خداوند متعال به پیامبر(ص) دستور می‌دهد كه باید چهل شبانه‌ روز از حضرت خدیجه(س) دوری گزیند. در بخشی از حدیث آمده است: پیامبر(ص) در ریگزار اَبطَح با عمّار یاسر، منذر بن ضحضاح، ابوبكر، عمر، علیّ ابن ابی‌طالب(ع)، عبّاس بن عبدُالمطلّب و حمزه بن عبدُالمطلّب نشسته بودند. ناگهان جبرئیل(ع) در صورت عظیمش بر او فرود آمد، بال‌ هایش را از مشرق تا مغرب گسترانیده بود. پس ندا داد: « ای پیامبر بزرگوار: خداوند بر تو سلام می‌ فرستد و به تو دستور می‌دهد كه چهل روز از حضرت خدیجه فاصله بگیری »(2)
     در این حدیث، دو نكته مهم قابل تأمّل است، نکتۀ اوّل اینكه جبرئیل(ع) با هیبت اصلی خود بر پیامبر اکرم(ص) فرود آمد. این مسئله نشان می‌ دهد كه حامل پیامی بسیار مهم برای پیامبر(ص) بوده است، همچنان ‌كه برای اعلام امر رسالت و نبوّت هم با هیبت كامل و عظیمش بر آن حضرت ظاهر شد.(3)
     نكته دوّم این که واژه « یَأْمُرُکَ یعنی خداوند به تو دستور می‌ دهد» متضمِّن این معناست كه دستور لازمُ ‌الِاجرا و دارای وجوب فوری است، زیرا خداوند از عشق و محبّت بین پیامبر(ص) و خدیجه(س) به یکدیگر آگاه بود و می‌دانست چنین دستوری بر آن دو حضرت، سنگین و سخت است. این موضوع از ادامۀ حدیث پیداست که می فرماید: « ... پس آن بر پیامبر(ص) سنگین و سخت آمد، زیرا او عاشق و دلباخته همسر وفادار خویش بود »(4)
     ولی چون دستور، دستور الهی و لازم‌ُ الِاجرا بود، پیامبر(ص) بر انجام آن لحظه‌ ای درنگ نكرد و از همان لحظه، امر الهی را شروع نمود، بدون اینكه واقعیّت امر را به حضرت خدیجه(س) اطّلاع دهد. از این ‌رو، آن حضرت در روزهای آخر دورۀ چهل روزه، عمّار یاسر را به خدمت خدیجه(س) فرستاد و به او فرمود: « به خدیجه بگو: گمان نكن كه من از تو بریده و تو را رها كرده‌ام، بلكه پروردگارم برای اجرای آن به من دستور فرموده است. در این قضیه خوب بیاندیش. خداوند هر روز با وجود تو بر بزرگان فرشته‌ ها و ملائکه افتخار می‌كند »(5)
     مهمترین نکته در این دورۀ چهل روزه، امر خداوند به عبادت است. در همان روایت آمده است که پیامبر اکرم(ص) در این چهل روز، روزه‌ دار و در شب ها به عبادت خداوند مشغول بود »(6)

     3 - افطار با غذای مخصوص بهشتی

     پس از پایان چهل روز، میکائیل(ع)، اسرافیل و جبرئیل(ع) بر پیامبر(ص) نازل شدند و جبرئیل(ع) به پیامبر اکرم(ص) گفت: « پروردگار به تو دستور می‌ دهد كه از این غذا افطار كنی » سپس ظرفی آورد که در آن، خوشه‌ ای خرمای تازه و خوشه‌ ای انگور بود. رسول خدا(ص) از آنها میل فرمودند. بعد از آن، آب نوشید تا سیراب شد. پس اراده فرمود که دست‌ های خود را بشوید، جبرئیل بر دست‌ هایش آب ریخت. میكائیل آن را شست‌ و شو داد و اسرافیل با دستمالی دست های مبارک حضرت را خشک كرد. آنگاه اضافه غذا را با ظرف آن به طرف آسمان بردند »(7)
     در این قضیه دو نکتۀ مهم قابل دکر است و آن اینکه اوّلاً: یكی از فرشتگان مقرّب الهی، یعنی جناب اسرافیل(ع)، به عنوان یک خدمت‌ كار در این زمان و برای این موضوع حضور یافته است. ثانیاً: در بخش دیگری از حدیث آمده كه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: « روش پیامبر(ص) این بود كه هنگام افطار به من دستور می‌ داد در منزل را باز كنم تا اگر كسی خواست غذا بخورد، وارد شود ولی در آن شب به من فرمودند: « كنار در بنشین و كسی را راه نده زیرا خوردن این طعام بر غیر من حرام است »(8)

     4 - بازگشت با شتاب پیامبر(ص) به خانۀ خدیجه(س)

     پس از آنكه پیامبر(ص) از آن غذای بهشتی و الهی میل فرمودند، جهت اقامۀ نماز قیام فرمودند که جبرئیل(ع) آن حضرت را از نماز خواندن منع نمود و به او فرمود: « اكنون وقت نماز نیست، بلكه باید به خانه خدیجه(س) بر گردی و با وی همبستر شوی. خداوند اراده فرموده كه امشب از صُلب تو فرزندی پاک بیافریند. » رسول خدا(ص) به دنبال این فرمان الهی، فوری به طرف خانه خدیجه حرکت کرد »(9)
     از عبارت « وَثَبَ اِلی، پرید و بر جست. » می‌ توان فهمید كه اوّلاً: امر و دستور الهی وجوب فوری داشته است و ثانیاً: پیامبر اكرم(ص) به‌ خاطر علاقۀ وافری كه به همسر خویش داشت، به محض رُخصت الهی برای دیدار خدیجه(س)، به منزل ایشان رفت و این عشق دو طرفه بود، زیرا در حدیث آمده است كه حضرت خدیجه(س) هنگامی كه صدای پای پیامبر(ص) را شنید، با شادمانی و خوشحالی فراوان در را باز كرد و به استقبال پیامبر(ص) شتافت.(10)

اسرار پس از انعقاد نطفه تا میلاد آن حضرت

     1 - سخن گفتن حضرت زهراء(س) در رَحِم مادر

     هنگامی كه حضرت خدیجه(س)، با پیامبر اکرم(ص) كه فردی یتیم و فقیر بود، ازدواج نمود، زنان مكّه از او دوری می‌گزیدند، بر او وارد نمی‌شدند، او را تنها گذاشته بودند و حتی بر او سلام نمی‌كردند. از این‌ رو، حضرت خدیجه(س) احساس تنهایی می‌نمود. زمانی كه به فاطمۀ زهراء(س) حامله شد، حضرت فاطمه(س) در رحِم حضرت خدیجه با او حرف می‌زدند و او را به صبر و شكیبایی دعوت می‌نمود و او را دلداری می داد. حضرت خدیجه(س) تا مدت ها حرف زدن حضرت فاطمه(س) با خود را از پیامبر(ص) مخفی می‌كرد تا اینكه روزی رسول خدا شنید كه حضرت خدیجه صحبت می کند و حرف می زند. پیامبر(ص) به خدیجه(س) فرمودند: « با چه كسی سخن می‌گویی؟ » خدیجه(س) به پیامبر(ص) عرض كرد: « جنینی كه در شكم من است، پیوسته با من حرف می‌ زند و موجب آرامش من می‌ شود. »(11)

     2 - انتقال نسل پیامبر(ص) از طریق فاطمۀ زهراء(س)

     پیامبر اکرم(ص) به حضرت خدیجه(س) فرمودند: « جبرئیل به من خبر داد كه آن جنین دختر است و نسلی پاک و مطهّر دارد و خداوند متعال نسل مرا از ذریّۀ او قرار خواهد داد و از نسل او امامانی خواهند آمد كه پس از من و بعد از اتمام وحی، خلیفه‌ های الهی بر روی زمین خواهند بود »(12)
     نكته مهمّ در اینجا این است كه معمولاً نسل هر فردی از طریق فرزند پسر او ادامه می‌ یابد و اصطلاحاً به كسی كه فرزند پسر ندارد، اَبتَر می‌ گویند، ولی از جمله رازها و اسرار وجود مقدّس حضرت زهراء(س) این است كه نسل رسول خدا(ص) از طریق ایشان منتقل می شود.

     3 - حضور چهار زن برتر جهان هنگام تولّد حضرت زهراء(س)

     هنگامی كه زمان فارغ شدن و وضع حمل زنی می‌رسد، معمولاً زن‌ها برای كمک به او اقدام می کنند ولی هنگامی كه حضرت خدیجه(س) به زنان قریش و بنی‌ هاشم پیغام كمک فرستاد، آنها با كینه‌ ای كه از ازدواج ایشان با پیامبر(ص) به دل داشتند، از كمک به او سر باز زدند. در این هنگام، خداوندی كه تمام مقدّمات را به نحو احسن برای تولّد بانوی بزرگ عالَم خلقت حضرت زهرای مرضیه(س) آماده و مهیّا ساخته بود، افرادی بی نضیر و بزرگ را برای یاری و کمک  به حضرت خدیجه(س) در امر زایمان فرستاد.
     در این هنگام چهار زن بلند قامت و نورانی بر او وارد شدند كه بیشتر، زنان بنی‌ هاشم بودند. حضرت خدیجه چون آنها را دید، ابتداءً ترسید. یكی از آنها گفت: « ای خدیجه: ناراحت مباش، چرا كه ما را پروردگارت به سوی تو فرستاده است، ما خواهران تو هستیم، من ساره هستم و ایشان آسیه دختر مزاحم، رفیق تو در بهشت، این مریم دختر عِمران و ایشان صفورا، دختر شعیب است »(13)

     4 - نورانی‌ شدن شرق و غرب دنیا به نور زهراء(س)

     در روایت آمده است که پس از ولادت حضرت زهراء(س) نوری عظیم از ایشان بلند شد تا اینكه این نور به تمام خانه‌ های مكّه داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند »(14)

     5 - خوراندن آب كوثر به حضرت فاطمۀ زهراء(س)

     پس از آنكه حضرت متولّد شد، زنی كه در مقابل حضرت خدیجه(س) بود، آن نوزاد را گرفت، اندكی از آب كوثر كه قبلاً توسّط حورُالعین آماده گشته بود، به او خورانید و در آب كوثر شست‌ و شو داد و با دو پارچه سفید رنگ كه از شیر، سفید‌ تر و از مشک و عنبر خوشبو تر بودد، یكی را بر بدن نوزاد و دیگری را بر سر او بست.(15)

     6 - گفتن شهادتین توسّط حضرت زهراء(س) در لحظۀ تولّد

     حضرت فاطمۀ زهراء(س) در بدو تولّد لب به سخن گشود و جملات زیبای شهادتین را بر زبان جاری کرد و فرمود:
« خدایی جز الله نیست، پدرم رسول خداست و سرور تمام انبیاء، همسرم علی مرتضی(ع)، سرور تمام اوصیاء و فرزندانم حسن و حسین، سرور تمام بنی‌ آدم »(16) و نام تک تک فرزندان معصومش را برد و بر آنها سلام كرد  (17)

     7 - رشد اِعجاز انگیز حضرت فاطمۀ زهراء(س)

     حضرت فاطمۀ زهراء(س) در هر روز به ‌اندازه‌ ای رشد می‌ كردند كه بچّه‌ های دیگر در ماه به آن اندازه رشد می‌ كنند و هر ماه به اندازه ای که بچه های دیگر در یک سال رشد می کردند.(18)

     8 - گفتن اذان و اقامه توسّط پیامبر(ص) در گوش فاطمه(س)

     از حضرت علی(ع) روایت شده است: « هنگامی كه فاطمه(س) متولّد شد، پیامبر اکرم(ص) وارد شد و در گوش راست حضرت فاطمه(س) اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و پیامبر(ص) با هر كس مانند این انجام داد، از شیطان در امان ماند »(19)

      منـابـع:

      1 - تفسیر فرات کوفی، صفحۀ 211. بنقل از « بدانید من فاطمه هستم، صفحۀ 22 »

      2 - بحارُالانوار، جلد 16، صفحۀ 78، بنقل از « بدانید من فاطمه هستم، صفحۀ 23 »
      3 - بدانید من فاطمه هستم، صفحۀ 24.
      4 - بحارُالانوار، جلد 16، صفحۀ 78.
      5 - بحارُالانوار، جلد 16 صفحۀ 78.
      6 - همان آدرس.
      7 - همان ادرس، صفحۀ 79.
      8 - همان آدرس.
      9 - همان آدرس.
     10 - همان آدرس.
     11 - اَلعَدد القویه لِدَفع المخاوف الیومیه، صفحۀ 22.
     12 - بحارالانوار، همان، صفحۀ 80؛ بنقل از همان منبع.
     13 - امالی شیخ صدوق، صفحۀ 475، بنقل از همان منبع، صفحۀ 38.
     14 - بحارالانوار، همان، بنقل از همان منبع، صفحۀ 39.
     15 - همان آدرس.
     16 - همان آدس.
     17 - همان آدرس.
     18 - همان آدرس، صفحۀ 81، بنقل از همان منبع، صفحۀ 41.
     19 - همان ادرس، جلد 43، صفحۀ 255، بنقل از همان منبع، صفحۀ 4.

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 6 فروردین 1395 ساعت 11:36 ق.ظ توسط "خلیل" نظرات |

مراسم ازدواج حضرت زهراء(ع)

     حضرت علی(ع) بنابر امر الهی و سنّت حسنۀ اسلامی، بر آن می شود تا با ازدواج به کشتی زندگانی خود سکونت و آرامش بخشد. اما شخصیّتی چون علی(ع) هرگز در همسر گزینی به یک آرامش نسبی وموقّت اکتفا نمی کند و اُفق های دیگر زندگانی را نیز از نظر دور نمی دارد. لذا خواستار همسری می شود که از نظر ایمان، تقوی، دانش، بینش و نیز نجابت و اصالت، کفو و هم شأن او باشد. چنین همسری جز دختر رسول خدا(ص) حضرت فاطمه زهراء(س) که به همۀ خصوصیات او از هنگام تولّد تا آن زمان کاملاً آشنایی داشت، کسی دیگر نبود.

     خواستگاران حضرت زهراء(س)

     پیش از حضرت علی(ع) افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر(ص) اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر(ص) یک پاسخ شنیده بودند و آن اینکه در بارۀ ازدواج زهراء(س) منتظر وحی و دستور الهی است.

     آن دو که از ازدواج با حضرت زهراء(س) نا امید شده بودند پس از صحبت ها و مذاکراتی که با سعدِ بنِ مَعاذ، رئیس قبیلۀ اَوس داشتند به این نتیجه رسیدند که جز حضرت علی(ع) کسی شایستگی ازدواج با حضرت زهراء(س) را ندارد و البتّه فهمیده بودند که نظر پیامبر اسلام(ص) هم همین است. آن ها به دنبال حضرت علی(ع) رفتند و سرانجام او را در باغ یکی از انصار یافتند که با شتر خود مشغول آبیاری نخل ها بود. آن ها خطاب به علی(ع) گفتند: اَشراف قریش از دختر پیامبر(ص) خواستگاری کرده اند و پیامبر(ص) در پاسخ آنان گفته است که کار زهراء(س) منوط به اذن خداست و ما امیدواریم که اگر تو با سوابق درخشان و فضایلی که داری از فاطمه(س) خواستگاری کنی پاسخ موافق بشنوی و ما هم از نظر مالی و اقتصادی حاضریم تو را در این امر خیر یاری کنیم.

     با شنیدن این سخنان دیدگان حضرت علی(ع) را اشک شوق فرا گرفت و گفت: دختر پیامبر(س) مورد میل و علاقه من است. این را گفت و دست از کار کشید و راه خانه پیامبر(ص) را، که در آن وقت نزد امُّ سلمه بسر می برد، در پیش گرفت. هنگامی که درب خانه را کوبید، پیامبر(ص) فوراً به امُّ سلمه فرمود: برخیز و در را باز کن که این کسی است که خدا و رسولش او را دوست می دارند.

     امُّ سلمه می گوید: شوق شناسایی این شخص که پیامبر(ص) او را ستود، آنچنان بر من مستولی شد که وقتی برخاستم در را باز کنم نزدیک بود پایم بلغزد و به زمین بخورم. من در را باز کردم و حضرت علی(ع) وارد شد و در محضر پیامبر اکرم(ص)  نشست، اما حیا و عظمت محضر پیامبر(ص) مانع از آن بود که سخن بگوید، لذا سر به زیر افکنده و سکوت معنا داری بر مجلس حاکم بود که در این هنگام پیامبر(ص) سکوت مجلس را شکست و خطاب به علی(ع) فرمودند: گویا برای کاری آمده ای؟ حضرت علی(ع) در پاسخ گفت: پیوند خویشاوندی من با خاندان رسالت و ثبات و پایداریم در راه دین و جهاد و نیز کوششم در پیشبرد اسلام بر شما روشن است. پیامبر(ص) فرمودند: تو از آنچه که می گویی بالاتر هستی. حضرت علی(ع) گفت: آیا صلاح می دانید که فاطمه را در عقد من در آورید؟

     حضرت علی(ع) در طرح پیشنهاد خود بر تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام تکیه می کند و از این طریق به همه یاد می دهد که ملاک برتری این است نه زیبایی، ثروت، منصب و موقعیت های اجتماعی.

     پیامبر اکرم(ص) از اصل آزادی زن در انتخاب همسر استفاده کرده و در پاسخ حضرت علی(ع) فرمودند: پیش از شما افراد دیگری از دخترم خواستگاری کرده اند و من درخواست آنان را با دخترم در میان نهاده ام ولی در چهره او نسبت به آن افراد بی میلی شدیدی احساس کرده ام. اکنون درخواست شما را با او در میان می گذارم، سپس نتیجه را به شما اطلاع می دهم.

     پیامبر(ص) وارد خانۀ زهراء(س) شده و به دخترشان فرمودند:  علی(ع) فرزند ابوطالب از کسانی است که فضیلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است و من از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترین مخلوق خود در آورد و اکنون او به خواستگاری تو آمده است، در این باره چه می گویی و نظر تو چیست؟ در این هنگام زهراء(س) در سکوت عمیقی فرو رفت ولی چهرۀ خود را از پیامبر(ص) برنگرداند و کوچکترین ناراحتی در سیمای او ظاهر نشد. رسول اکرم(ص) از جای برخاست و فرمود: « اللهُ اَکبَر سُکوتُها اِقرارُها، یعنی: خدا بزرگ است، سکوت دخترم نشانه رضایت اوست »(1)

    هم شأنی روحی، فکری و اخلاقی

     درست است که در آیین اسلام هر مرد مسلمان کفو و هم شأن مسلمان دیگری است و هر زن مسلمان که در عقد مرد مسلمانی در آید با هم شأن خود پیمان زناشویی بسته است، ولی اگر جنبه های روحی و فکری در نظر گرفته نشود، بسیاری از زنان هم شأن برخی مردان نیستند و بالعکس. مردان مسلمان شریف و اصیل که از ملکات عالی انسانی و سجایای اخلاقی و دانش و بینش وسیع برخور دارند باید با زنانی پیمان زناشویی ببندند که از نظر روحیات و سجایای اخلاقی هم شأن و مشابه آنان باشند. این امر در بارۀ زنان پاکدامن و پرهیزگار که از فضایل اخلاقی و اندیشه و بینش بلندی برخور دارند نیز حکم فرماست و هدف عمدۀ ازدواج، که برقراری سکونت و آرامش خاطر در طول زندگی است، جز با رعایت این نکتۀ مهم تامین نمی شود و تا یک نوع مشابهت اخلاقی و روحی و جذبۀ روانی بر محیط زندگی سایه نگستراند پیوند زناشویی فاقد استواری لازم خواهد بود.

     با توجه به این بیان، حقیقت خطاب الهی به پیامبر اکرم(ص) روشن می شود که فرمود: « لَو لَم اَخلُقُ عَلیاً لَما کانَ لِفاطِمَةَ ابنَتَکَ کُفواً عَلی وَجهِ الاَرضِ، یعنی: اگر علی را نمی آفریدم، برای دختر تو فاطمه هرگز در روی زمین هم شأنی نبود »(2) و به طور مسلّم و بدون شک مقصود و منظور از این کفویت هم شأنی مقامی و روحی است.

    هزینۀ عقد و عروسی

     تمام دارایی حضرت علی(ع) در آن زمان منحصر به شمشیر و زرهی بود که به وسیله آن ها در راه خدا جهاد می کرد، و شتری نیز داشت که با آن در باغستان های مدینه کار می کرد و اِمرار معاش می نمود.

     پس از انجام مراسم خواستگاری و مراسم عقد، وقت آن رسید که حضرت علی(ع) برای همسر گرامی خود وسائل منزل و جهازیه خریداری کند و زندگی مشترک خود را با دختر پیامبر(ص) آغاز نماید، لذا پیامبر(ص) به علی(ع) فرمودند: شترت که در امر معاش و زندگی روزمرّه ات به کارت می آید و شمشیرت هم که در مواقع جنگ و دفاع لازم است، پس زره خود را بفروش و با آن ما یحتاج مراسم عروسی از قبیل هزینه مراسم، مهریه و جهازیه را فراهم کن. علی(ع)  زره خود را به 400 درهم فروخت و به عنوان جزئی از هزینه های مربوطه در اختیار پیامبر(ص) گذاشت. پیامبر(ص) از آن مبلَغ مقداری را در اختیار بلال حبشی گذاشت تا برای زهراء(س) عطر بخرد و باقیمانده را به عمّار یاسر و گروهی از یاران خود داد تا برای فاطمه(س) و علی(ع) لوازم منزل تهیه کنند. از صورت جهیزیه حضرت زهراء(س) می توان به وضع زندگی بانوی دو عالم حضرت زهراء(س) به خوبی پی برد. فرستادگان پیامبر(ص) از بازار باز گشتند و آنچه برای حضرت زهراء(س) تهیه کرده بودند که به شرح زیر است در اختیار پیامبر(ص) گذاشتند:

     1 - یک پیراهنی.

     2 - یک رو سری به قیمت 1 درهم.

     3 - یک قطیفۀ مشکی.

     4 - یک تخت عربی از چوب و لیف خرما.

     5 - دو تشک از کتان مصری که یکی پشمی و دیگری از لیف خرما بود.

     6 - چهار بالش، دو تا از پشم و دو تای دیگر از لیف خرما.

     7 - یک پرده.

     8 - یک حصیر هجری.

     9 - یک دست آس.

     10 - یک طشت بزرگ.

     11 - یک مشک از پوست.

     12 -  یک کاسه چوبی برای شیر.

     13 - ظرفی از پوست برای آب.

      14 - یک آفتابه.

      15 - یک ظرف بزرگ مسی.

      16 - چند کوزه.

       17 - بازوبندی از نقره.

     وسایل خریداری شده را بر آن حضرت عرضه کردند و پیامبر(ص) در حالی که اثاث خانه دختر خود را زیر و رو و نگاه می کرد، فرمود: « خداوندا زندگی را بر گروهی که بیشتر ظروف آنها را سفال تشکیل می دهد مبارک گردان »، البته کتاب کشفُ الغُمّه قیمت تمام وسایل و اثاثیۀ منزل حضرت زهراء(س) را 63 درهم بیان می کند.(3)

     صداقیه و مهریۀ حضرت زهراء(س)

     مهریۀ حضرت فاطمۀ زهراء(س) 500 درهم بود که هر درهم معادل یک مثقال نقره و هر مثقال هم 18 نخود متوسط است. مراسم عروسی حضرت زهراء(س) در کمال سادگی و بی آلایشی برگزار شد. حدوداً پس از یک ماه از زمان عقد همسران پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) گفتند: چرا همسرت را به خانه خویش نمی بری؟ حضرت علی(ع) در پاسخ آنان آمادگی خود را اعلام کرد. اُمّ اَیمن به محضر رسول خدا(ص) رسید و به حضرت عرض کرد: اگر خدیجه(س) زنده بود دیدگان او از مراسم عروسی دخترش فاطمه(س) روشن می شد.

     پیامبر اکرم(ص) وقتی نام خدیجه(س) را شنید چشمان مبارکش از اشک پر شد و فرمود: « او مرا هنگامی که همه تکذیبم کردند تصدیق کرد و در پیشبرد دین خدا یاریم داد و با اموال خود به گسترش اسلام مدد رساند »(4) 

     اُمّ اَیمن افزود: دیدگان همه را با اِعزام فاطمه(س) به خانه شوهرش علی(ع) روشن کنید. رسول اکرم(ص) دستور دادند که یکی از حجره ها را برای زفاف زهراء(س) آماده سازند و او را برای این شب آرایش کنند.(5)

     زمان اِعزام عروس به خانه داماد که فرا رسید، پیامبر اکرم(ص) حضرت زهراء(س) را به حضور طلبید. زهراء(س) در حالی که عرق شرم از چهره اش می ریخت، به حضور پدرش پیامبر(ص) رسید و از کثرت شرم پای او لغزید و نزدیک بود به زمین بیفتد. در این موقع پیامبر اکرم(ص) در حق او دعا کرد و فرمود: « خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ کند »

     سپس چهره زهرا را باز کرد و دست او را در دست علی نهاد و به او تبریک گفت و سپس فرمود: « بارَکَ لَکَ فِی اِبنَةِ رَسولِ اللهِ یا عَلی نِعمَتِ الزَّوجَةُ فاطِمَة، یعنی: ای علی مبارک باد بر تو دختر رسول خدا(ص)، فاطمه بهترین زن است » و رو به فاطمه(س) کرد و فرمود: « نِعمَ البَعلُ عَلِی، یعنی: علی(ع) بهترین شوهر است برای تو » آنگاه به هر دو نفر دستور داد که به خانۀ خود بروند، و به سلمان فارسی(ره) دستور داد که مهار شتر فاطمۀ زهراء(س) را گرفته و عروس و داماد را تا منزلشان مشایعت و همراهی کند.

     هنگامی که داماد و عروس به حجله رفتند، هر دو از کثرت شرم به زمین می نگریستند. پیامبر اکرم(ص) وارد اطاق شد و ظرف آبی به دست گرفت و به عنوان تبرّک بر سر و اطراف بدن دخترش پاشید و سپس در حقّ هر دو چنین دعا فرمود: « اَلّلهُمَّ هَذِهِ اِبنَتِی وَ اَحبُّ الخَلقَ اِلَیَّ، اَلّلهُمَّ وَ هَذا اَخِی وَ اَحبُّ الخَلقَ اِلَیَّ...، یعنی: پروردگارا این دختر من و محبوبترین مردم نزد من است. پروردگارا این برادرم علی نیز گرامی ترین مردم نزد من است... »(6)

                سنّ ازدواج و مدّت زندگی مشترک حضرت زهراء(س) و علی(ع)

      مُروج الذّهب تاریخ ازدواج حضرت فاطمه(س) با علی(ع) را سال دوّم هجری قمری دانسته(7) و مشهورترین نظر در این باره، اوّل ذى الحجة سال دوّم هجری است.(8)
     بنا برقول مشهور حضرت فاطمه(س) در سال پنجم بعثت به دنیا آمد، 6 ساله بود كه مادرش از دنیا رفت و در سال دوّم هجری قمری با حضرت على(ع) ازدواج كرد. بنابر این سنّ حضرت زهراء(س) هنگام ازدواج با على(ع) حدود 10 سال بوده است، ولی برخی از مورّخین تاریخ تولّد حضرت زهراء(س) را چند سال جلوتر و تا سال پنجم پیش از بعثت نیز گفته اند. با این حساب سنّ ازدواج حضرت فاطمه(س) افزایش پیدا می کند.

     حضرت على(ع) در 13 رجب سال 30 عامُ الفیل متولّد شد، 10 ساله بود كه پیامبر اکرم(ص) در 40 سالگى به پیامبرى مبعوث شدند و 13 سال همراه پیامبر در مكّه و شِعب ابى طالب بسر برد و دو سال بعد از هجرت پیامبر(ص) با فاطمه(س) ازدواج كرد. بنابر این سنّ حضرت علی(ع) هنگام ازدواج 25سال بود.(9) و زندگی مشترک فاطمه(س) با علی(ع) از سال دوّم هجری قمری آغاز شد و تا سال 11 هجری قمری، یعنی سال شهادت حضرت فاطمه(س) ادامه داشت. پس نتیجتاً مدّت زندگی مشترک این دو بزرگوار حدوداً 9 سال می باشد.

     منابع

     1 - کشفُ الغمّه، جلد 1، صفحۀ 50.

     2 - بحارُ الانوار، جلد 43، صفحۀ 9.

     3 - بحارُ الانوار، جلد 43، صفحۀ 94، کشفُ الغُمّه، جلد 1، صفحۀ 359.

     4 - بحارُ الانوار، جلد 43، صفحۀ 130.

     5 - بحارُ الانوار، جلد 43، صفحۀ 59.

     6 - بحارُ الانوار، جلد 43، صفحۀ 96.

     7 - مروجُ الذَّهب مسعودی، جلد 2، صفحۀ 295.

     8 - چهارده معصوم حسین عماد زاده، جلد 1، صفحۀ 256.

     9 - چهارده معصوم حسین عماد زاده، جلد 1، صفحۀ 373.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 اسفند 1394 ساعت 06:00 ق.ظ توسط "خلیل" نظرات |

دوران كودكی حضرت زهراء(س)


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1 بهمن 1394 ساعت 07:00 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |

     ...نامگذاری حضرت زهراء(س)...

     یكی از مسائلی كه در اسلام به آن اهمیت داده شده و حتی از حقوقی است كه فرزند نسبت به پدر و مادر دارد، مسأله‌ انتخاب نام خوب برای فرزند است.
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 4 دی 1394 ساعت 09:30 ق.ظ توسط "خلیل" نظرات |

اسامی، کُنیه ها و القاب حضرت زهراء(س)


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 29 آبان 1394 ساعت 01:33 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |

شبهات مطرح شده از طرف اهل سنّت
در مورد قضیۀ شهادت حضرت زهراء(س)


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 آبان 1394 ساعت 11:50 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |

جایگاه حضرت زهراء(س) در آیۀ مباهله
از منظر تفاسیر اهل سنّت


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور 1394 ساعت 05:00 ق.ظ توسط "خلیل" نظرات |

بررسی حدیث
« مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ، ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً »
در منابع اهل سنّت و امام شناسی حضرت زهراء(س)



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد 1394 ساعت 10:45 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |

با عنایت به حدیث
« مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً »
1 - امام زمان حضرت فاطمه زهراء(س) قبل از مرگش  کی بود...؟!!!

2 - آیا حضرت زهراء(س) اَلعَیاذُ بِالله با مرگ جاهلیت از دنیا رفت...؟!!!
  3 - امام زمان شما بزرگواران اهل سنّت کیست...؟!!!

ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد 1394 ساعت 07:00 ق.ظ توسط "خلیل" نظرات |


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد 1394 ساعت 04:15 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |


Design By : Pichak