تبلیغات
عُصارۀ خلقت - جایگاه حضرت زهراء(س) در آیه مباهله از منظر تفاسیر اهل سنّت

عُصارۀ خلقت

جایگاه حضرت زهراء(س) در آیۀ مباهله
از منظر تفاسیر اهل سنّت

      در این نوشته به خواست خداوند متعال و عنایت ویژه بی بی فاطمه زهراء(س) به بررسی منزلت و جایگاه بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه(س) در آیه شریفه مباهله البته از دیدگاه و منظر تفاسیر اهل سُنّت به می پردازیم، امیدوارم خوانندگان محترم و بزرگوار نواقص و کاستی های این نوشته را به بزرگواری خودشان بر ما ببخشند و ارشادات، پیشنهادات و انتقاداتشان را از ما دریغ ندارند.

    
« فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَائَنَا وَأَبْنَائَکُمْ وَنِسَائَنَا وَنِسَائَکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ، پس هر کس درباره عیسی، پس از آنکه به آگاهی رسیده ای با تو مجادله کرد، بگو: بیایید تا ما فرزندانمان و شما فرزندانتان را، و زنانمان را و زنانتان را و نفس هایمان و نفس هایتان را حاضر آوریم، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم. » (آیه 61 سوره مبارکه آل عمران)

مفهوم واژۀ مباهله

     مباهله نفرین کردن دو فرد یا دو گروه بر علیه یکدیگر در یک امر مذهبی است که با تضرّع از خدا می خواهند دروغگو را رسوا سازد. گروهی از نصارای نجران به حضور پیامبر گرامی اسلام(ص) آمدند و در باره حضرت عیسی(ع) گفت وگو کردند و قرار شد فردای آن روز مباهله صورت گیرد. به نقل همه علمای اهل سنّت، روز بعد پیامبر(ص) حضرت علی(ع) را به جای اَنفُسَنَا، حضرت فاطمه(س) را بجای نِسَائَنَا و حضرات حسنین را بجای اَبنَائَنَا برای مباهله به عنوان گواه نبوّت از بین همه امّت به همراه بردند. این عمل پیامبر گواه بزرگی بر صداقت و عصمت فاطمه زهراء(س) است.

مباهله در لغت

     جوهری درباره واژه مباهله می نویسد: مباهله یعنی: به همدیگر لعن و نفرین کردن و ابتهال به معنای تضرّع و زاری کردن است و در قول خداوند گفته می شود: « ثُمَّ نبتهل، یعنی: خالصانه دعا کنیم. »

    
اِبن فارِس می گوید: بَهل به سه معنا آمده است:
    
1 - به معنای تخلیه و آزاد کردن.
     2 - نوعی دعاست.
     3 - کمبود آب را نیز گویند.

     معنای دوم، تضرّع و ملتمسانه و عاجزانه دعا کردن است. واژه مباهله نیز به همین معنا می باشد، زیرا دو نفر که مباهله می کنند، هر کدام به طرف مقابل نفرین می کند و در خواست عذاب و بلا می نماید و در قرآن ثُمَّ نَبتَهل هم به همین معنا آمده است.

مباهله در اصطلاح

     مباهله در اصطلاح به معنی نفرین کردن دو نفر به یک دیگر است، به این ترتیب که افرادی که با هم گفت و گو در باره یک مسئله مهم مذهبی دارند، یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.

شأن نزول آیۀ مباهله

    
1 - علباء بن احمد الیشکری روایت کرده است: هنگامی که آیه مباهله نازل شد، رسول خدا(ص) حضرت علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(علیهما السَّلام) را به حضور طلبید و از سوی دیگر، یهودیان را به مباهله دعوت کرد. جوانی از یهود که از پیشنهاد رسول خدا(ص) اطلاع یافت، خطاب به یهودیان گفت: وای بر شما، مگر گذشته را فراموش کرده اید که برادران شما به صورت میمون و خوک مسخ شدند؟! از مباهله خود داری کنید که سرانجام شما منتهی به سرانجام آنان خواهد شد.

    
2 - جابر بن عبداللّه می گوید: آیه مباهله در باره حضرت علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(علیهما السَّلام) نازل شده است. او می گوید: مراد از اَنفُسَنا رسول خدا(ص) و علی(ع) هستند، مراد از اَبنائَنا حسنین(علیهماالسَّلام) و مراد از نِسائَنا حضرت فاطمه(س) می باشد.

    
3 - سعد بن ابی وقّاص روایت می کند: هنگامی که آیه مباهله نازل شد، رسول خدا(ص)، علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(علیهما السَّلام) را به حضور طلبید، سپس فرمود: « اللّهمَّ هؤلاءِ اَهلی، یعنی پروردگارا اینان اهل بیت من هستند.

     امام فخر رازی در تفسیر معروفش روایتی آورده است که پیامبر اکرم(ص) از منزل خارج شد و بر شانه مبارکش جامه ای از موی سیاه بود، حسین(ع) را بر دوش یا در آغوش خود داشت و دست حسن(ع) را گرفته بود و فاطمه(س) پشت سر ایشان و علی(ع) پشت سر فاطمه(س) به طرف محل مباهله به راه افتادند. پیامبر(ص) به عزیزانش فرمود: هر گاه من دعا کردم، شما آمین بگویید.

     هنگامی که اُسقُف نَجران این منظره با شکوه را دید، گفت: «اِنّی لَاَری وُجُوهاً لَو سَألوُا اللّهَ اَن یُزیلَ جَبلاً مِن مَکانِه لاَزاله بِها فَلا تُباهِلوا فتُهلِکُوا و لایَبقی علی وجهِ الارضِ نَصرانیٌّ اِلی یومِ القیامةِ، یعنی من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جا برکند، خدا این کار را خواهد کرد. با این مرد مباهله نکنید، و گرنه هلاک می شوید و تا قیامت یک نفر نصرانی در روی زمین باقی نخواهد ماند.

     پیامبر(ص) فرمودند: سوگند به خدایی که جانم در قبضه قدرت اوست، اگر اینان مباهله می کردند، هلاکت بر آن ها مقدّر شده بود و برخی به صورت میمون و برخی به صورت خوک مسخ می شدند و آتشی در بیابان آنها برافروخته می شد که نجران با تمامی اهلش، حتی پرندگان بر بالای درختان، نیز ریشه کن می شدند و هیچ چیز مانع نزول بلا بر نصارا نمی شد و همگی نابود می گردیدند.

آیه مباهلۀ از دیدگاه دانشمندان اهل سنّت

     اصل این قضیه که پیامبر اکرم(ص) از بین همه امّت تنها حضرت علی(ع) را به جای اَنفُسَنا» و حضرت فاطمه(س) را به جای نِسائَنا و حضرات حسنین(علیهماالسَّلام) را به جای اَبنائَنا برای مباهله انتخاب کرد، علماء و اندیشمندان اهل سنت اتفاق نظر و عقیده دارند، چنان که برخی از مفسّران اهل سنّت همچون امام فخر رازی و نظام الدین نیشابوری به این موضوع تصریح نموده اند. نیشابوری سپس اضافه می کند که « مراد از اَنفُسَنا علی(ع) است و اهل تفسیر و حدیث بر این دیدگاه اجماع نموده اند. »

     امام ابوبکر جصّاص می گوید: « راویان تاریخ و ناقلان آثار و اخبار هیچ گونه اختلافی ندارند در اینکه پیامبر(ص) در روز مباهله و در حالی که دست حسنین(عَلَیهِمَاالسَّلام) را به دست داشت و علی(ع) و فاطمه(س) همراهش بودند، برای مباهله با نصارا حاضر شد و مسیحیان نجران را به مباهله دعوت کرد. »

     حاکم نیشابوری ادعای تواتر کرده و گفته است: « قد تَواتَرَتِ الاَخبارُ فِی التَّفاسِیرِ عَن عَبداللّه بنِ عبّاس و غَیرِه اَنّ رَسولَ اللّه(ص) اَخَذَ یَومَ المُباهِلةِ بِیَدِ علیٍّ وَ الحَسنِ والحُسینِ وَ جَعَلُوا فَاطِمةَ وَرائَهم ثُمّ قال بِهولاءِ اَبنائَنا و اَنفُسنا و نِسائَنا. »

     زمخشری می گوید: « لا دَلیلَ اَقوَی مِن هَذا عَلی فَضلِ اَصحابِ الکِساءِ وَ هُم عَلیٌّ وَ فاطِمةُ وَ الحَسَنانِ، یعنی هیچ دلیل و مدرکی قوی تر و مهم تر از آیه مباهله بر فضل و برتری اصحاب کساء موجود نیست و اصحاب کساء علی(ع)، فاطمه(س)، حسنین(عَلَیهِماالسَّلام) می باشند. »

     برخی دیگر از دانشمندان اهل سنّت بر صحّت این روایات تصریح نموده اند، همچون ابن تیمیه، ابن کثیر، ابن یاسین، محمّد بن سوره، عبدالرزاق المهدی و حاکم نیشابوری.

     آیه مباهله بر عظمت و صداقت حضرت فاطمه زهرا(س) و مقام بلند آن بانوی بزرگوار دلالت دارد.

     آلوسی بر شهرت این روایت اعتراف و تصریح نموده است. او می گوید: « وَ دلالتُها عَلی فَضلِ آلِ اللّهِ و رَسوله ممّا لایَمتری فِیها مُؤمنٌ وَالنَّصب جازمُ الایمان، دلالت آیه بر فضیلت آل پیامبر، که آل اللّه می باشند، و فضیلت آل رسول از اموری است که قابل تردید برای هیچ مؤمنی نیست و دشمنی و عداوت با خاندان پیامبر ایمان را از بین می برد. »

عظمت حضرت فاطمه(س) در آیۀ مباهله

     پیامبر اکرم(ص) به جای نِسائَنا که جمع است و حداقل شامل آن سه نفر می شود، تنها حضرت فاطمه(س) را برای مباهله همراه برد، و حال آنکه در آن زمان، چندین تن از امّهاتُ المؤمنین حضور داشتند، ولی آن حضرت هیچ کدام را برای مباهله نبرد، زیرا در مباهله، نبوّت آن جناب زیر سؤال بود. او باید کسانی را به همراه می برد که اگر نبی نباشند، شریک کار رسالت و نبوّت او باشند، و حضرت فاطمه(س) چنین بود.

     در مباهله قرار بود دروغ گویان رسوا شوند. بنابراین اگر پیامبر(ص) کسی را می برد که در عمر خود دروغ گفته باشد، دیگر او نمی توانست بر دروغ گویان لعنت بفرستد، زیرا خودش از اول دروغ گفته است. از اینجا عصمت حضرت فاطمه زهراء(س) معلوم می شود که او هیچ دروغی در زندگی نداشته و مصداق اَکمَل و اَتَم صداقت است. این شأن و عظمت فوق العاده زهرای مرضیه(س) را می رساند. این عظمت حضرت فاطمه(س) را اُسقُف نجران هم در همان جا به قوم خود اعلام نمود و گفت: « اِنّی لأری وُجوها لو سَألُوا اللّهَ اَن یُزیل جبلاً مِن مکانِه لازَاله بِها فلا تُباهلوا فتُهلِکوا ولایَبقی علیِ وجهِ الارضِ نصرانیٌّ الی یومِ القیامةِ. »

     پیامبر اکرم(ص) فاطمه زهراء(س) را به عنوان گواه نبوّت و رسالت برای مباهله به همراه برد و پیش از آنکه به میدان بروند، حضرت علی(س)، فاطمه و حسنین(علیهمُ السَّلام) را جمع نمود و فرمود: « الّلهمَّ هؤلاءِ اَهلی، یعنی خدایا اینها اهل بیت من هستند. » پیامبر(ص) در اینجا اهل بیت حقیقی خودش را به امّت معرفی نمود، به ویژه آنکه از میان زنها فقط حضرت فاطمه(س) است که مصداق حقیقی نِسائَنا را دارد.

     در برخی تفاسیر اهل سنّت، در ادامه حدیث مزبور، عبارتی جالب وجود دارد و آن اینست: « در آن هنگام، جبرئیل آمد و گفت: یا محمّد(ص) اَنَا مِن اَهلِکم؟ آیا من هم از اهل شما هستم؟ رسول اکرم(ص) فرمودند: یا جبرَئیل وَ انتَ مِنّا. ای جبرئیل و تو نیز از ما هستی. آن گاه جبرئیل بازگشت و در آسمان ها می نازید و فخر می کرد و می گفت: مَن مِثلی؟ وَ اَنَا فِیِ السَّماءِ طاوُوسُ المَلائکةِ و فِی الارضِ مِن اهلَ بیتِ محمّد(ص)، یعنی چون من کیست که در آسمان، طاووس فرشتگانم و در زمین، اهل بیت محمّد(ص) خاتم پیغمبرانم؟ »

راویان روایات قضیۀ مباهله

     این روایت با بیش از 51 طریق از 38 تن از اهل بیت عصمت و طهارت(عَلیهِمُ السَّلام)،
صحابه و تابعین نقل شده است که به شرح زیر به بیان آن می پردازیم:

     1 - امام علی(ع)

     2 - امام حسن مجتبی(ع)

     3 - امام سجاد(ع)

     4 - امام باقر(ع)
     
     5 - امام صادق(ع)

     6 - امام موسی کاظم(ع)

    
و از صحابه، تابعین و بزرگانی همچون:

     7 - ابن عبّاس.

     8 - جابر بن عبداللّه انصاری.

     9 - سعد بن ابی وقّاص.

     10 حُذیفة بن یَمان.

     11 - ابی رافع، غلام پیامبر(ص).

    
12 - عثمان بن عفّان، خلیفه سوم.

     13 -  طلحة بن عبداللّه.

     14 - زبیر بن العوام.

     15 - عبدالرّحمن بن عوف.

     16 - بُراء بن عازب.

     17 - اَنَس بن مالک.

     18 - بَکر بن مسمار.

     19 - منکدر بن عبداللّه از پدرش عبدالله.

     20 - حسن بصری.

     21 - قتاده.

     22 - سُدّی.

     23 - ابن زید.

     24 - علباءِ بن اَحمَر الیشکری.

     25 - زید بن علی.

     26 - شعبی.

     27 - یحیی بن یَعمر.

     28 مجاهد بن جبر مکّی.

     29 شهر بن حَوشَب.

     30 - ابی طُفیل عامر بن واثله.

     31 - جریر بن عبداللّه سجستانی.

     32 - ابی اُویس مدنی.

     33 - عَمرو بن سعید بن معاذ.

     35 - ابی البختری.

     36 - ابی سعید.

     37 - سَلمة بن عبد یَشوع از پدرش.

     38 عامر بن سعد.


احتجاج به آیۀ مباهله

    
1 - حضرت علی(ع) در قضیه شوری، از آیه شریفه مباهله در حق خود بر حاضران استدلال نمود و بدان احتجاج فرمود.

     2 - عامر بن سعد بن ابی وقّاص از پدرش سعد روایت کرده است:
« در یکی از روزها، معاویة بن ابی سفیان به سعد دستور داد تا به علی ناسزا بگوید، سعد ازدستور او سرپیچی کرد. معاویه از وی پرسید: چرا به علی ناسزا نمی گوئی؟ سعد گفت: به خاطر آن است که سه خصلت از رسول خدا در شأن علی شنیدم که با توجه به آنها، هیچ گاه به علی ناسزا نخواهم گفت و دشنام نخواهم داد، و هر گاه یکی از آنها برای من بود، برای من بهتر از شتران سرخ مو که در اختیار من باشد بود، بعد در ادامه می گوید: ... و سوم: هنگامی که آیه مباهله نازل شد، رسول خدا(ص) علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(علیهما السَّلام) را به حضور طلبید و فرمود: « اللهمّ هؤلاءِ اَهلی. یعنی پروردگارا اینها اهل بیت من هستند. »

    
3 - امام موسی کاظم(ع) در پاسخ به اعتراض هارون الرشید، به آیه شریفه مباهله احتجاج فرمود.

دیدگاه مخالفان در مورد تفسیر آیۀ مباهله

    
1 - دیدگاه ابن تیمیه: ابن تیمیه اصل قضیه به همراه بردن حضرت علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(علیهما السَّلام) را برای مباهله می پذیرد و آن را یک حدیث صحیح می داند، امّا می گوید: اینها را به خاطر نزدیکی و اقربیت برای مباهله برد. زیرا اینها نزدیک ترین افراد نسبت به رسول خدا(ص) از غیر بودند.

    
...جواب: اگر پیامبر اکرم(ص) می خواست آنان را به خاطر اَقربیت و نزدیکی به خودش برای مباهله به همراه ببرد، می بایست به جای اَنفُسَنا غیر از حضرت علی(ع) افراد دیگری را می برد چون حضرت داماد دیگری هم داشت، یا علاوه بر علی(ع) داماد دیگرش را هم می برد، همین طور به جای نِسائَنا می توانست ازواج دیگرش را به همراه ببرد، نه اینکه تنها به فاطمه(س) اکتفا نماید، زیرا نِسائَنا جمع است ولی با وجود این اقتضا در آیه شریفه، پیامبر(ص) تنها حضرت فاطمه(س) را به همراه برد، و دیگر این که از کلمه نِسائَنا زن قریب به ذهن است، نه دختر.

     همین طور عبّاس از حضرت علی(ع) به پیامبر نزدیک تر بود، زیرا عبّاس عمو ولی علی(ع) پسر عموی آن حضرت بود و با وجود اقربیّت عبّاس، پیامبر او را رها کرد و تنها حضرت علی(ع)را با خود برد و این دلیل بر بطلان نظر ابن تیمیه است. پس نتیجتاً این که پیامبر(ص) به خاطر مقام و عظمت معنوی، آنان را انتخاب کرد، نه به خاطر نَسَب.

    
2 - دیدگاه عبده: محمّد عبده می گوید: احادیث و روایات اتفاق دارند بر اینکه پیامبر(ص) برای مباهله، علی(ع)، فاطمه(س) و دو پسرشان را انتخاب کرد و کلمات آیه هم بر همین دلالت دارد، البته مستند این روایات و منبع آن شیعیان است و بعد می گوید: هدف شیعیان از این گونه روایات روشن است. بعد از جعل آن روایات، تا آنجا که توانستند، کوشش کردند آنها را در بین مسلمانان ترویج کنند و به حدی در این کار موفق شدند که حتی توانستند در بین اهل سنّت هم رواجش دهند. ولی جعل کنندگان این احادیث نتوانستند قصه جعلی خود را، که همان مضمون روایات جعلی است، با آیه مباهله تطبیق دهند، برای اینکه در آیه شریفه کلمه نِسائَنا آمده و این کلمه جمع است و هیچ عربی این کلمه را در مورد یک زن اطلاق نمی کند، آن هم زنی که دختر خود گوینده باشد، آن هم گوینده ای که خود زنان متعدد دارد.

    
...جواب: محمد عبده با کمال بی انصافی، مَصادر این روایات را شیعه ذکر کرده است، و حال آنکه بسیاری از مفسّران و محدّثان اهل سنّت این روایت را در کتب تفسیری و حدیثی خود ذکر نموده و آن را قبول کرده اند که راویان آنها محدثان سُنّی بوده اند همچون: امام احمد بن حنبل، امام مسلم، محمّد بن سوره، طبری، ابن ابی حاتم، ابوالفرج اصبهانی، امام ابوبکر جصّاص، سمرقندی، حاکم نیشابوری، ثعلبی، ماوردی، بیهقی، واحدی، حاکم حسکانی، امام بغوی، زمخشری، ابن قیّم الجوزیه، ابن جوزی، فخر رازی، قرطبی، محبّ طبری، نسفی، امام خازن، نظام الدین نیشابوری، ابن تیمیه، عبدالوهّاب مصری، ابن حیّان اندلسی، ذهبی، ابن کثیر، بیضاوی، ابن حجر عسقلانی، سیوطی، ابن حجر هیثمی، ابی سعود، محمّد علی صابونی، بروسوی، عجلیف احمد بن محمّد بن عجیبه، آلوسی، قاسمی، شوکانی، طنطاوی جوهری، میبدی، حکمت بن یاسین، سعید حوی، سید طنطاوی مفتی مصر، حسن المنصوری، نیاز قاری، عبدالقادر آل عقده، ابوبکر جزائری، سلیمان قندوزی حنفی، و بسیاری دیگر از اهل تفسیر و حدیث که این روایات را همانطور که اشاره کردیم با بیش از 51 طریق متفاوت از صحابه و تابعین آورده اند که همه از بزرگان اهل سنّت هستند.

     هیچ کدام از مفسّران، محدّثان و رجال اهل سنّت نسبت جعل به این روایت نداده اند، بلکه برخی از دانشمندان اهل سنّت ادعای اجماع و نیز اتفاق اهل تفسیر و حدیث بر این روایت نموده اند و ادعای تواتر و شهرت نیز کرده اند.

     اما قول محمد عبده در اینکه جعل کنندگان این قصه خوب نتوانستند آن را با آیه شریفه مبارکه تطبیق دهند، چون عرب وقتی از گوینده ای کلمه نِسائَنا را که جمع است می شنود، دختر خود گوینده به ذهنش نمی رسد، آن هم گوینده ای که چند زن دارد، از لغت عرب چنین معنایی فهمیده نمی شود.

     زمخشری در ذیل این آیه شریفه می گوید: این دلیلی است که قوی تر از آن بر فضیلت اصحاب کساء وجود ندارد و این برهان روشنی است بر صحّت نبوّت رسول خدا(ص) چگونه این بزرگان و نامداران بلاغت و ادب نفهمیده باشند که این روایات نسبت غلط به قرآن می دهند و لفظ جمع را در مورد یک نفس و مفرد استعمال کرده اند؟! و حال آنکه در قرآن، چندین مورد لفظ جمع استعمال شده و مراد از آنها فقط یک نفر است، به عنوان مثال آیه شریفه 45 سوره آل عمران که می فرماید: « إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِّنْه » در این آیه، کلمه ملائکه جمع است، ولی فقط یک فرد یعنی تنها جبرئیل مراد است.

     یا خود کلمه نِساء نیز در قرآن برای دختر هم استعمال شده است،  مانند آیه 49 سوره مبارکه بقره که  درباره فرعون می گوید: « یُذَبِّحُونَ أَبْنَائَکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَائَکُم » و نیز آیه 7 سوره مبارکه نساء که می گوید: « وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُون »

     وقتی این اصل ثابت شد که نِساء بر دختر هم اطلاق می شود، فرقی نمی کند که آن دختر گوینده باشد یا شنونده، لذا اطلاق نِساء بر دختر یک اصل قرآنی است.

     3 - دیدگاه رشید رضا:
او پس از ذکر روایات مباهله گفته است: ابن عساکر، از جعفر بن محمّد، از پدرش در ذیل آیه شریفه مباهله روایت کرده است که فرمود: رسول خدا برای مباهله، ابابکر و پسرش، عمر و پسرش و  عثمان و پسرش را آورد و ظاهراً کلام در جماعتی از مؤمنان می باشد.

    
...جواب: ابن عساکر این روایت را از طریق سعید بن عنبسه و هیثم بن عدی از امام صادق(ع) آورده است. در حالی که ابو حاتم رازی در باره سعید بن عنبسه می گوید: « لا یصدق ». عبدالرّحمن می گوید: از علی بن الحسین(ع) شنیدم که می گفت: سعید بن عنبسه کذّاب است، از پدرم شنیدم که می گفت: او راست نمی گوید. یحیی بن معین هم گفته: سعید بن عنیسه کذاب است. ابن ابی حاتم از پدرش نقل می کند که او گفت: « فیه نظرٌ »

     می بینیم در کتب معروف رجالی اهل سنّت، جز مذمّت هیچ مدحی در باره سعید بن عنیبه دیده نمی شود و بر کذّاب بودن او تأکید فراوان شده و او در ردیف ضعفا و متروکان قرار گرفته است، چنان که این مطلب را ذهبی، ابن جوزی، و احمد بن حجر عسقلانی، نیز ذکر نموده اند. در باره هیثم بن عدی هم هیچ مدحی پیدا نشده. بخاری در مورد هیثم بن عدی می گوید: « لیسَ بثقةٍ، کان یَکذبُ. » یحیی هم عین همین جمله را در باره او گفته است. ابو داود گفته: او دروغگو است. نسائی هم او را « متروکُ الحدیث » خوانده است.  یحیی بن معین گفته است: از پدرم در باره او پرسیدم که گفت: او « متروک الحدیث » است. عباس الدُّوری می گوید: برخی از اصحاب ما برای ما حدیث کردند که کنیز هیثم بن عدی می گفت: « مَا کانَ مَولای یَقومُ عامَّة اللیلِ یُصلّی، فَاِذا اَصبحَ جَلسَ یَکذبُ. »

     بنابر این، هیچ اعتباری برای این روایت نمی توان قائل شد و این یک روایت جعلی است که با روایات صحیح و متواتر در تعارض می باشد.

...خلاصه...

     این آیه شریفه بر عصمت و صداقت حضرت فاطمه(س) دلالت تام دارد و این یکی از فضایل بلند آن بانو به شمار می رود. باید توجه داشت به اینکه آیه مباهله حضرت فاطمه(س) را یکی از افراد و مصادیق نِسائَنا ندانسته بلکه نِسائَنا جزء حضرت زهراء(س) اصلاً مصداق دیگری ندارد و ایشان تمامیّت تفسیر نِسائَنا است.
چنانچه خداوند متعال در قرآن مجید حضرت ابراهیم(ع) را یک امت معرفی می کند در اینجا نیز از حضرت فاطمه(س) به عنوان فردی که تمام حقیقت زنانِ مسلمان است با تعبیر نِسائَنا یاد شده است.
    پـــاورقــی...


     1 - اُسد الغابة فی مَعرفة الصَّحابه، بیروت، جلد 5، صفحه 52.
     2 - صحیح البخاری، جلد 4، صفحه 248.
     3 - صحیح البخاری جلد 5، صفحه 36 .
     4 - التفسیر الکبیر فخر رازی، بیروت، ذیل سوره کوثر.
     5 - الصحاح، بیروت، ماده « ب ه ل »
     6 - معجم مقاییس اللغه، بیروت، ماده « ب ه ل »
     7 - تفسیر نمونه، قم، جلد 2، صفحه 438.
     8 - جامع البیان محم بن جریر طبری، جلد 3، ص 301.
     9 - تفسیر القرآن العظیم، جلد 1، صفحه 379.
     10 - صحیح مسلم، جلد 15، صفحه 185 و سنن ترمذی، جلد 5، صفحه 407.
     11 - تفسیر کبیر فخر رازی، جلد 8، صفحه 89.
     12 - غرائب القرآن و رغائب الفرقان، بیروت، جلد 2، صفحه 178.
     13 - احکام القرآن، جلد 2، صفحه 23.
     14 - معرفة علوم الحدیث، صفحه 50.
     15 الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، جلد 1، صفحه 193.
     16 - منهاج السنة النبویّة فی نقض کلام الشیعة والقدریة، جلد 4، صفحه 35.
     17 - تفسیر القرآن العظیم سنداً عن رسول اللّه و الصحابة والتابعین، ج 1، ص 379.
     18 - التفسیر الصحیح موسوعة الصحیح المسبور من التفسیر بالمأثور، ج 1، ص 421.
     19 - فتح القدر الجامع فی فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، جلد 1، صفحه 449.
     20 - روح المعانی فی تفسیر القرآن ا لعظیم و السبع المثانی، جلد 3، صفحه 168.
     21 - زاد المسیر، جلد 1، صفحه 324.
     22 - سعد السعود، صفحه 182.
     23 - الصواعق المحرقه فی الردّ علی اهل البدع والزندقة، صفحه 156.
     24 - احقاق الحق و ازهاق الباطل، جلد 9، صفحه 91.
     25 - معرفة علوم الحدیث، بیروت، صفحه 50.
     26 - شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، جلد 1، صفحه 126.
     27 الاغانی، جلد 12، صفحه 7.
     28 - المحرّر الوجیز، بیروت، جلد 1، صفحه 447.
     29 - ذخائر العقبی، بیروت، صفحه 25.
     30 - ینابیع المودة، باب 63، صفحه 362.
     31 - تفسیر المنار، بیروت، جلد 3، صفحه 265.
     32 - المسند احمد بن حنبل، جلد 1، صفحه 185.
     33 - تفسیر السمرقندی المسمّی ببحر العلوم، جلد 1، صفحه 427
     34 - تفسیر الکشف والبیان، بیروت، جلد 3، صفحه 85.
     35 - النکت و العیون (تفسیر الماوردی)، جلد 1، صفحه 399.
     36 - دلائل النبوة، بیروت، جلد 5، صفحه 388.
     37 - معالم التنزیل، بیروت، جلد 2، صفحه 48.
     38 - الضوء المنیر، جلد 2، صفحه 64.
     39 - الجامع لاحکام القرآن، بیروت، جلد 4، صفحه 104.
     40 - تفسیر النسفی (مدارک التنزیل و حقائق التأویل).
     41 - تفسیر الخازن، جلد 1، صفحه 254.
     42 - البحر المحیط، بیروت، جلد 2، صفحه 479.
     43 - سیر اعلام النبلاء، بیروت، بخش سیر الخلفاء الراشدون، صفحه 230.
     44 - تفسیر البیضاوی، بیروت، جلد 1، صفحه 163.
     45 - الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، جلد 4، صفحه 468 در ذیل نام « علی ».
     46 - تفسیر ابی السعود، جلد 1، صفحه 378.
     47 - مختصر تفسیر ابن کثیر، بیروت، جلد 1، صفحه 289.
     48 تفسیر روح البیان، بیروت، جلد 2، صفحه 55.
     49 - الفتوحات الالهیه، جلد 1، صفحه 432.
     50  - البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، بیروت، جلد 1، صفحه 363.
     52 - الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، جلد 1، صفحه 127.
     53 - الاساس فی التفسیر، جلد 2، صفحه 774.
     54 - التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، جلد 2، صفحه 130.
     55 - المقتطف من عیون التفاسیر، قاهره، جلد 1، صفحه 332.
     56 - تفسیر فتح الرحمن، جلد 1، صفحه 133.
     57 - جامع التفسیر من کتب الاحادیث، جلد 1، صفحه 370.
     58 - ایسر التفاسیر لکلام العلی الکبیر، جلد 1، صفحه 325.
     59 - میزان الاعتدال، بیروت، جلد 2، صفحه 154.
     60 - کتاب الجرح و التعدیل، بیروت، جلد 2، صفحه 53.
     61 - کتاب الضعفاء والمتروکین، بیروت، جلد 1، صفحه 324.
     62 - لسان المیزان، بیروت، جلد 3، صفحه 286.
     63 - میزان الاعتدال، جلد 4، صفحه 324.
     64 - سیر اعلام النبلاء، ج 8، ص 426.
     65 - کتاب الضعفاء والمتروکین، جلد 3، صفحه 179.
     66 - المغنی فی الضعفاء، جلد 2، صفحه 424.
     67 - کتاب الضعفاء الکبیر، بیروت، جلد 4، صفحه 352.


نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور 1394 ساعت 04:00 ق.ظ توسط "خلیل" نظرات |


Design By : Pichak