تبلیغات
عُصارۀ خلقت - شبهات مطرح شده از طرف اهل سنّت در مورد قضیه شهادت حضرت زهراء(س)

عُصارۀ خلقت

شبهات مطرح شده از طرف اهل سنّت
در مورد قضیۀ شهادت حضرت زهراء(س)

      1 - چرا علی(ع) در قضیۀ هجوم به خانه اش هیچ واكنشی از نشان نداد...؟!

     اولّاً: امام علی(ع) ابتداءً واكنش نشان داد، چنانچه آلوسی مفسّر مشهور اهل سنّت در جلد 3، صفحه 124 تفسیرش می گوید: « عُمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه(س) و با تازیانه به بازوی حضرت زد، که فاطمه  صدا زد: یا اَبَتاهُ، علی(ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عُمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید »

     ثانِیاً: برفرض این كه واكنشی نشان نداده است، به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام(ص) در مكّه مكرّمه، در قبال، شكنجه صحابه و حتّی قتل سمیّه مادر عمّار یاسر واكنش نشان نداد.

     ثالِثاً:  وقتی یاران رسول خدا(ص) به خانه عثمان ریختند و متعرّض همسر او شده و حتی دست او را با شمشیر قطع كردند، عثمان هیچ واكنشی از خود نشان نداد.

     2 - چرا علی(ع) بعد از شهادت همسرش، انتقام او را نگرفت یا به فكر انتقام نبود...؟!

     اولاً: به همان دلیلی كه پیامبر اسلام(ص) از كسانی كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با این كه طبق نقل صحیح مسلم جلد 8، صفحه 123 که می نویسد: « اِثنَى عَشَرَ مِنهُم حِربُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَ یَومَ یَقُومُ الاَشهادِ، یعنی: دوازده نفر آنان محارب خدا و پیامبر(ص) در دنیا و آخرت بودند »

      تفسیر اِبن کثیر جلد 2، صفحه 323 می نویسد: پیامبر گرامی اسلام(ص) در پاسخ حُذیفه و عمّار یاسر كه تقاضای قتل تروریست ها را كردند، فرمود: « به صلاح نیست كه شایع كنند، پیامبر اصحاب خود را به جرم تروریست بودن به قتل می رساند و می كشد »

     ثانِیاً: پیامبر اسلام(ص) بعد از فتح مكه، از وحشی قاتل حضرت حمزه سید الشّهداء، انتقام نگرفت و علی(ع) نیز از سنّت پیامبر اسلام(ص) پیروی كرد.

     3 - چرا علی(ع) با قاتلان دختر رسول خدا(ص) میانه و ارتباط خوبی داشت...؟!

     حضرت علی(ع) نه تنها با قاتلان فاطمه(س) میانه و ارتباط خوبی نداشت، بلكه در صحیح‌ بخاری جلد 5، صفحه 82، حدیث 4240 آمده كه علی(ع) حتّی دوست نداشت چهره عمر را ببیند. « کَرَاهِیَّةً لِمَحضَرِ عُمَرَ » و همچنین ابوبكر را استبدادگر می دانست و می فرمود: « وَ لَكِنَّکَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ »

     4 - چرا حضرت علی(ع) همواره از عمر تعریف و تمجید می‌كرد...؟!

     اوّلاً: آن چه كه  به حضرت علی(ع) نسبت می دهند كه در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعریف كرده درست نیست و نامی از عمر هم در خطبه نیامده، بلكه صبحی صالح از علمای سنّی می‌گوید: « آن چه در آن خطبه آمده، مراد یكی از اصحاب حضرت علی(ع) است نه عُمر »

     ثانِیاً: حضرت علی(ع) در خطبه سوّم نهج البلاغه، عمر را مجموعه ‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى می داند و میگوید: « سوگند به خدا مردم در حكومت دوّمى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ ها و اعتراض‏ ها شدند، و من در این مدّت طولانى محنت‏ زا، و عذاب آور، چاره ‏اى جز شكیبایى نداشتم »

     ثالِثاً: بنا به نقل صحیح مسلم جلد 5، صفحه 52، حدیث 4468 نظر امام علی(ع) در باره ابوبكر و عُمر این بود كه  آنان  دروغگو ، گناه كار ، حیله‌ گر و خیانت‌ كار بودند.

     5 - چرا علی(ع) در ایّام خلافتش از شهادت همسرش توسّط عُمر یادی نكرد...؟!

     اوّلاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علی(ع) به هنگام دفن حضرت زهراء (س) فرمود: « أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ، یعنی: از این پس اندوه من جاودانه، و شب هایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خداوند بروم »

     ثانِیاً: در کتاب سلیم بن قیس صفحه 674 آمده که حضرت علی(ع) در دوران خلافت و حكومتش نزد سلیم بن قیس از شهادت حضرت زهراء(س) یاد كرد و فرمود: « فاطمه(س) از دنیا رفت در حالى كه اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقى مانده بود »

     ثالِثاً: در کتاب سلیم بن قیس صفحه 915 نیز آمده که ابن عبّاس می‌گوید: « علی(ع) در جنگ صفّین از كتابى كه به املای پیامبر و به خطّ خودش بود برایم خواند كه  چگونه حضرت زهراء(س) شهید مى‏ شود »

     6 - چرا علی(ع) فرزندانش را به نام‌ های ابوبكر، عمر و عثمان نام گذاری كرد...؟!

     اولاً: این نام‌ ها آن زمان مرسوم بود، ابن حَجر عَسقَلانی در الإصابة، نام 21 نفر از صحابه را می‌آورد كه اسم آن‌ ها عمر و 26 نفر عثمان و 3 نفر ابوبكر بوده است.

     ثانِیاً: نام برخی از اصحاب ائِمّه(ع)، یزید بن حاتَم، یزید بن عَبدُ المَلک، یزید بن عُمر بنِ طَلحه و ...، آیا این نام گذاری ها  به خاطر علاقه به یزید بن معاویه بوده است؟!

     ثالِثاً: ابوبكر كه كنیه یكی از فرزندان علی(ع) هست، نام او محمد بوده است و دیگر این که حضرت علی(ع) به خاطر علاقه زیاد به عثمان بن مَظعون، نام یکی از فرزندانش را عثمان گذاشت و همچنین در مورد فرزند دیگر حضرت که عُمر نام دارد در کتاب اَنسابُ الاَشرَاف جلد 1، صفحه 192 و نیز در کتاب تهذیبُ التَّهذیب جلد 7، صفحه 427 آمده که عمر بن الخطّاب به دلیل  خشونت ذاتی كه داشته، نام فرزند علی(ع) را هم نام خود قرار داد. « وَ كانَ عُمرِ بنِ الخَطَّاب سَمّى عُمرِ بنِ عَلیٍّ بِإِسمِهِ » همچنین در کتاب اُسدُ الغَایَة جلد 3، صفحه 284 و کتاب طَبَقَا جلد 6، صفحه 76 و نیز در کتاب اَلاِصَابَة جلد 5، صفحه 472 آمده که عُمر نام بسیاری از مسلمانان را نیز تغییر داد.

     رابِعاً: اگر نام گذاری نشانه روابط حسنه و خوب هست، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را به نام علی و حسن و حسین(ع) و ... نامگذاری نكردند؟!


     7 - چرا حضرت علی(ع) دخترش اُمّ كلثوم را به نكاح قاتل همسرش در آورد...؟!

     اوّلاَ: اصول کافی جلد 5، صفحه 346 می نویسد:  که وقتی علی(ع)  از دادن دخترش به عُمر مخالفت كرد، عُمر به  عبّاس عموی پیامبر(ص) گفت: « اگر علی به من دختر ندهد دو نفر را وادار می كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علی دزدی كرده و دستش را قطع می كنم »

     ثانِیاً: هیثمی از علمای بزرگ اهل سنّت در کتاب مَجمَعُ الزَّوائِد جلد 4، صفحه 272 و نیز در مُعجَم کبیر جلد 3، صفحه 45 می نویسد: در برابر اعتراض عقیل به این ازدواج، علی(ع) خطاب به عبّاس فرمود: « خشونت عُمر باعث این كاری كه می بینی گردید »

     ثالِثاً: در اَلاِصَابه اِبنِ حَجَر جلد 8، صفحه 464 و سَیرُ اَعلَامِ النُّبَلَاء ذَهبی جلد 3، صفحه 501 و نیز در تاریخ بغداد خطیب بغدادی جلد 6، صفحه 180 آمده که علمای اهل سنّت نوشته اند: « عُمر بنِ خطّاب قبل از ازدواج با اُمّ كلثوم، ساق پای وی را لمس می‌ كند و او را در بغل گرفت و بوسید، اُمّ كلثوم از این كار زشت، عصبانی شد و به وی گفت: اگر تو خلیفه نبودی، دماغت را می شكستم و  چشمت را كور می كردم »

     اگر این قضیه صحّت داشته باشد که ما قبول نداریم، باید طرفداران خلیفه پاسخ دهند كه آیا درست است حاكم اسلامی كه باید حافظ ناموس ملّت باشد، خود با ناموس مردم این چنین كند...؟!

     سِبط ِابنِ جوزی از علمای اهل سنّت در تَذکِرَةُ خَوَاصِّ الاُمَّة می گوید: « وَ هذا قَبیحٌ وَالله، ثُمّ بِإِجماعِ المُسلِمِینَ لایَجُوز لَمسِ الأَجنَبِیّةِ فَكیفَ یُنسَبُ عُمر إِلى هَذا...؟! یعنی: بخدا سوگند این كاری كه از عُمر نقل می كنند، قبیح است » سپس می گوید: « به اجماع مسلمین دست زدن به دختر نامحرم حرام است... »

     8 - چرا حضرات حسنین(ع) از شهادت مادرشان توسّط عُمَر یادی نمی كردند...؟!

     اوّلاً:‌ احتجاج طبرسی جلد 1، صفحه 278 می نویسد: امام حسن(ع) در مناظره‌ای كه با معاویة و دار و دسته وی داشت، خطاب به مُغیرةِ بنِ شُعبه فرمود: « تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا(ص) را كتک زدى، تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندی كه در رحم داشت سقط كرد »

     ثانِیاً: در کافی جلد 1، صفحه 458 و امالی شیخ مفید صفحه 282 به نقل از امام حسین(ع) آمده كه  امام علی(ع) در هنگام دفن حضرت فاطمه زهراء(س) فرمود : « بر این مصیبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏ نالیدم یا رسول الله(ص)، در محضر خداوند دخترت مخفیانه به خاک سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو دیرى نپائیده و یاد تو فراموش نگشته است »

     ثالِثاً: المُصنف عَبدُ الرّزّاق جلد 3، صفحه 557 می گوید: « آیا در عصری كه عُمر بنِ خطّاب به بهانه جلو گیری از گریه بر میّت تازه گذشته، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می‌شود و زن‌ ها را كتک زده و حجاب از سر آن‌ ها بر می‌دارد، می‌ توان مجلس عزا داری بر پا كرد...؟! »

     9 - چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر(ص) سكوت كرده و اقدامی نكردند...؟!

     اولاً: تاریخ بغدادی جلد 14، صفحه 322 و مَجمَعُ الزّشوائِد جلد 7، صفحه 237 می نویسد: « آیا عمل مردم مدینه ملاک حقّانیّت است یا عمل امیر المؤمنین علی(ع)؟ پیامبر اكرم(ص) فقط در حقّ علی(ع) فرموده: « عَلیٌ مَعَ الحَقُّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلیٍ، یعنی: علی با حقّ و حقّ با علی است »

     ثانِیاً: مگر مردم مدینه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرّض به همسر او عكسُ العملی از خود نشان ندادند و اجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهودی ها دفن كنند تا این که  معاویه در زمان حكومتش فقط قبرستان یهودی ها را به قبرستان بقیع متّصل ساحت؟ (تاریخ طبری جلد 3، صفحه 468 و صفحه 438)

     10 - چرا در تقوی های قدیم زیاد از جریان شهادت فاطمه(س) خبری نبود ولی انگاری این قضیه اخیراً بیادتان آمده است...؟!

     اوّلاً:  جوینی از علمای اهل سنّت  و ذَهَبی  از رسول اكرم(ص)  قضیه  غصب حقّ فاطمه(س) و شكستن پهلوی آن حضرت و سقط محسن او و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می كند. ( فرائّد السِّبطین، جلد 2، صفحه 34 و35 )

     ثانِیاً: حضرت علی(ع) به هنگام دفن فاطمه(س) در خطبه 202 نهج ابلاغه فرمود: « وَ سَتُنْبِئُکَ اِبْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا، یعنی: به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه(س) بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته »

     ثالّثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسین (ع) در باره شهادت حضرت زهراء(س) نقل شد است.

     رابِعاً: مرحوم كلینی در کافی جلد 1، صفحه 458 از امام كاظم(ع) نقل می كند كه حضرت فرمود: « إِنَّ فَاطِمَةَ(س) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ، یعنی: فاطمه صدیقه و شهیده بود »

     خامساً: در طول تاریخ همه ساله در ایّام فاطمیه شیعیان به مناسبت شهادت حضرت زهراء(س) مراسم عزاداری اقامه می كردند و بعد از انقلاب هم این مراسم در بیوت مراجع عِظام و رهبری اقامه می شود.

     سادِساً: شهرستانی از علمای سنّی در اَلمِلَلُ وَ النِحَل صفحه 83 می‌ نویسد : « عُمر در روز بیعت به شکم فاطمه زهراء(س) ضربه زد که منجرّ به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد. عُمر ، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید و در خانه بجز علی و فاطمه و حسن و حسین(عَلَیهِمُ السّشلام) کسی نبود »

     سابِعاً: ابن تِیمِیه حَرّانی در مِنهَاجُ السُّنَّه جلد 4ف صفحه 220 قضیه هجوم به خانه فاطمه زهراء(س) را قبول می‌كند ولی با توجه به عِنادی كه دارد به فكر توجیه آن بر می آید.




نوشته شده در جمعه 8 آبان 1394 ساعت 11:50 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |


Design By : Pichak