تبلیغات
عُصارۀ خلقت - امام شناسی حضرت زهراء(س)...

عُصارۀ خلقت

بررسی حدیث
« مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ، ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً »
در منابع اهل سنّت و امام شناسی حضرت زهراء(س)


سرمایه محبت زهراست دین من
من دین خویش را به دو دنیا نمی‌دهم
گر مهر و ماه را به دو دستم دهد قضا
یک ذره از محبت زهرا نمی‌دهـم
======================================

     شناخت امام از مهمترین مسائلی است که در قرآن، روایات، احادیث و متون دینی به ان اشاره شده است. قرآن کریم هم مقام امامت را بالاتر از مقام نبوت دانسته، لذا در 124 سوره مبارکه بقره به حضرت ابراهیم(ع) بعد از مقام نبوت به عنوان ترفیع درجه، مقام امامت عطا می‌شود. و می فرماید: « اِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ اِمَاماً، یعنی: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم. »(1) 

     و یا در آیه 67 سوره مبارکه مائده به پیغمبر اکرم(ص) ابلاغ می‌شود که اگر امام بعد از خود را به جامعه معرفی نکند، انجام رسالت بیست و سه ساله‌اش هدر رفته است و می فرماید: « بَلِّغ مَا اُنْزِل الیک مِنْ رَبِّک وَ اِنْ لَمْ تفْعل فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه، یعنی به مردم ابلاغ کن آنچه که بر تو نازل شد که منظور تعیین حضرت علی(ع) به عنوان جانشینی بعد از خودش بود، پس اگر این کار را انجام ندهی و اقدام نکنی گویا رسالت 23 ساله ات را انجام نداده ای. »(2) لذا یکی از جملاتی که در باب امامت از آن حضرت رسیده، جمله معروف « مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِف اِمَامَ زَمَانِهِ...» است.

     آنچه پیش رو دارید،  بررسی این حدیث در منابع اهل سنّت است و نیز طرح این مبحث که حضرت فاطمه زهراء(س) که بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) با فاصله کمی از دنیا رفت و به شهادت رسید، امام خویش را چگونه شناخت؟ و با رفتار و اقداماتش و نیز خطبه هایش چه کسی را به عنوان امام زمان خویش به جامعه معرفی کرد؟

بررسی حدیث مذکور در منابع اهل سنّت

     حدیث مذکور را برخی از علمای اهل سنّت به همان عبارت و متن معروف، یعنی: « مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِف اِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً » نقل کرده اند.(3) البته برخی از آنها توجیه نادرستی کرده اند که مراد از امام، قرآن است و حال آنکه این اولاً خلاف ظاهر است و ثانیاً اضافه زمان به ضمیر « ه » در کلمه « زَمانِهِ » ظاهر در این است که در هر زمانی امامی وجود دارد و قرآن مشترک بین همه زمان‌ها ست.(4)

     فخر رازی در جایی دیگر این گونه این حدیث را نقل کرده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: « مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِف اِمَامَ زَمَانِهِ فَلْیَمُتْ اِنْ شَاءَ یهُودِیاً وَ اِنْ شَاءَ نَصْرَانِیاً، یعنی:  کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، پس باید به خواست خودش یا یهودی یا نصرانی بمیرد ولی مسلمان از دنیا نخواهد رفت. »(5)

     احمد حنبل در مسند، جلد 4، صفحه 96 می نویسد: « مَنْ مَاتَ بِغَیرِ اِمَامٍ مَاتَ مِیتَةَ الجَاهِلِیةً، یعنی کسی که بدون امام بمیرد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است. » و همچنین حافظ هیثمی در مجمع الزوائد، جلد 5، صفحه 218، و ابو داوود طیاسی در مسندش، صفحه 259 این حدیث را با همین متن و عبارت نقل کرده اند.

     تفتازانی در شرح مقاصد، جلد 2، صفحه 275، عقائد النسفی، و قاری در مرقاة جلد 2، صفحه 509، و صحیح مسلم، جلد 6، صفحه 21، به این صورت نقل کرده اند: « مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِف اِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً »

     ابو جعفر اسکافی در نقض کتاب العثمانیه، صفحه 26، هیثمی در مجمع الزوائد، جلد 5، صفحه  224 و 235 به این صورت نقل کرده اند: « مَنْ مَاتَ وَ لَا یعْرِف اِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةَ الجَاهِلِیةً. »

     حال با توجه به این روایت که از طُرُق مختلف در کتب شیعه و  سنّی نقل شده است، این سؤال مطرح است و ذهن ها را بخود مشغول دارد که آیا حضرت فاطمه زهراء(س) امام زمان خویش را شناخت و از دنیا رفت؟ و یا اَلعیاذُ بِالله امام خویش را ناشناخته از این دنیا رفت و به شهادت رسید؟ به این سؤال سه  پاسخ میشه داد.

     1 - بگوییم این روایات هیچ کدام اعتبار ندارند. در نتیجه، هیچ لزومی ندارد که فاطمه زهراء(س) امامی بعد از پیغمبر(ص) را شناخته باشد و با او بیعت کرده باشد. این پاسخ اصلاً صحیح و منطقی نیست چرا که روایات مذکور از طریق شیعه و سنّی نقل شده و در برخی صحّاح ستّه نیز موجود است.(6) گذشته از این، لزوم شناخت امام و پایبندی به اطاعت از او فقط از طریق روایات پیشین ثابت نشده، بلکه دلائل و براهین عقلی و نقلی فراوانی هم در این زمینه موجود است.(7)

     2 - پاسخ دوم این است که العیاذ بالله بگوییم حضرت زهراء(س) یک ضروری از ضروریات دین پدر را زیر پا گذاشته و از پذیرش امام و شناخت او سر باز زده و بر خلاف گفته پدر خویش قدم برداشته است. این پاسخ نیز به هیچ وجه پذیرفتنی نیست که پاره تن رسول خدا(ص) و همسر وصی پیامبر(ص) ضرورتی از ضروریات دین پدر خویش را انکار کرده باشد. این را نه عقل می‌پذیرد، و نه عصمت کبرای او این اجازه را می‌دهد.(8) چرا که آیه تطهیر به اتفاق سنّی و شیعه شمولش نسبت به حضرت فاطمه زهراء(س) حتمی است، ولی آنچه مورد بحث است این است که آیا اهل بیت شامل همسران پیغمبر هم می‌شود یا نه؟ که شیعه این را انکار می‌کند و برخی از مفسران اهل سنّت ادّعا دارند که اهل بیت، زنهای آن حضرت را نیز شامل می‌شود.(9)

     3 - فاطمه زهراء(س) با چه کسی بیعت کرده و چه فردی را به عنوان امام خویش شناخته بود؟ یقیناً حضرت زهراء(س) با ابابکر بیعت نکرد، چرا که تا آخرین لحظه با او حرف نزد و اگر او و علی(ع) و همراهان آن دو که در خانه علی(ع) تحصّن کرده بودند، بیعت می‌کردند که در خانه زهراء(ع) را آتش نمی‌زدند.

     سلطان الواعظین شیرازی از صحیح مسلم، و صحیح بخاری، جلد 5، صفحه 9 و جلد 7، صفحه 87 و از محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب 99 کفایه نقل کرده که اینها نوشته اند: « فاطمه (س) در حال خشم و غضب ابی بکر را ترک کرد و بر او غضبناک ماند و با او حرف نزد تا وفات کرد و علی(ع) شبانه بر او نماز گذارد و دفنش كرد و ابی بكر را خبر نداد كه بر جنازه او حاضر شود و نماز گذارد. »(10)

     و همین طور عبد الله بن مسلم بن قتیبه دینوری در صفحه 14 کتاب الامة السیاسیة نقل کرده که فاطمه زهراء(س) از بستر بیماری خطاب به ابی بکر و عمر فرمود : « اِنِّی اُشْهِدُ الله وَ مَلائِكَتَهُ اَنَّكُمَا اَسْخَطْتُمَانِی وَ مَا اَرْضَیتُمَانِی وَ لَئِنْ لَقِیتُ النَّبِی(ص) لَاَشْكُوَنَّكُمَا، یعنی خدا و ملائکه را شاهد و گواه می‌گیرم که شما دو نفر مرا به غضب آوردید و رضایت مرا جلب نکردید. اگر پیغمبر را ملاقات کنم، از دست شما دو نفر شکایت می‌کنم. »(11)

     در منابع روایی شیعه می‌خوانیم که حضرت فاطمه(س) به آن دو فرمود: « سوگند به خدا بعد از این با شما دو نفر حتی یک کلمه نیز سخن نمی‌گویم تا به ملاقات خدا بشتابم و شکایت شما دو نفر را به نزد خدا می‌برم و توضیح خواهم داد که شما با من چه کردید و چه اعمالی را مرتکب شدید. »(12)

     و نیز در خصوص ابو بکر فرمود: « وَاللهِ لا اُكَلِّمَكَ اَبَداً وَ اللهِ لاَدْعُوَنَّ اللهَ عَلَیكَ فِی كُلِّ الصَّلاةِ، یعنی سوگند به خدا از این پس هرگز با تو سخن نخواهم گفت. سوگند به خدا شکایت تو را به خداوند خواهم کرد و در هر نماز تو را نفرین خواهم کرد. »(13)

     و فرمود: ای ابوبکر چه زود کینه‌های پنهانی خود را علیه اهل بیت رسول خدا(ص) ظاهر کردید؟ » و فرمود: « وَ اللهِ لَا اُكَلِّمُ عُمَرَ حَتَّی اَلقَی الله، یعنی و سوگند به خدا تا زنده‌ام با عمر سخن نخواهم گفت. »(14)

امام شناسی حضرت زهراء(س)

     در ادامه به سراغ خود حضرت فاطمه زهراء(س) می رویم که ببینیم آن حضرت امام خود را چه کسی می‌داند و شناخت او در بارة امامش چگونه است؟ که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم.

     1 - هنگام ولادت، شهادت به امامت علی(ع) می دهد، و لذا لحظه‌ تولد لب به سخن گشود و فرمود: « اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ الَّا الله وَ اَنَّ اَبِی رَسُولُ الله سَیدُ الاَنْبِیاءِ وَ اَنَّ بَعْلِی سَیدُ الاَوْصِیاء وَ وُلْدِی سَادَهُ الاَسْبَاط، یعنی شهادت می‌دهم که معبودی جز خدا نیست و به راستی پدرم رسول خدا، بزرگ پیامبران و شوهرم بزرگ اوصیاء است و فرزندانم سادات و بزرگان امت هستند. »(15)

     2 - وجود نام علی(ع) در صحیفه فاطمه(س)، جابر بن عبد الله انصاری نقل می‌کند که خدمت زهراء(س) رسیدم و صحیفه نورانی سفید و روشنی را در دستان مبارک آن حضرت مشاهده کردم. پرسیدم این چه کتابی است؟ حضرت فرمود: « هَذَا لَوْحٌ اَهْدَاهُ اللهُ اِلی رَسُولِهِ(ص) فِیهِ اِسْمُ اَبِی وَ اِسْمُ بَعْلِی وَ اِسْمُ ابْنَی وَ اَسْمَاءُالاَوْصِیاءِ مِنْ وُلْدِی...، این کتابی است که خدا آن را به پیامبر(ص) اهداء فرمود. در این کتاب نام پدر و شوهرم و اسم دو فرزندم و امامانی که همه از فرزندان من می‌باشند، وجود دارد، رسول خدا(ص) آن را به من عطا فرمود تا خوشحالم کند. » جابر گفت: دوازده نامی که در این کتاب است، چه کسانی می‌باشند؟ حضرت فرمود: اینها نام جانشینان پیامبر است که اول آنها علی(ع) و یازده نفر دیگر که همه از نسل من می‌باشند و آخرین آنها حضرت قائم است. »(16)

     3 - پیغمبر(ص)، علی(ع) را امام دانست، فاطمه زهراء(س) در کنار قبر حضرت حمزه در احد، در حال عزاداری بود که محمود بن لبید عرض کرد: آیا برای امامت علی(ع) از سخنان رسول گرامی اسلام(ص) می‌توان دلیل اقامه کرد؟ حضرت زهراء(س) فرمود: « ... سَمِعْتُ رَسُولِ الله یقُولُ عَلِی خَیرُ مَنْ اَخْلَفَهُ فِیكُمْ وَ هُوَ الاِمَامُ وَ الخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ سِبْطَای وَ تِسْعَه مِنْ صُلْبِ الحُسَین علیه‌السلام اَئِمَةٌ اَبْرارٌ...، یعنی شنیدم که رسول خدا(ص) فرمود: علی(ع) بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می‌دهم و او امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم، حسن و حسین و نُه نفر از فرزندان حسین(ع) امامانی نیک اند. »(17)

     4 - از نظر حضرت زهراء(س) علی(ع) امام ربانی است، حضرت فاطمه(س) در برابر یکی از افراد نادان مدینه که در برابر آفتاب وجود امام، زبان به سرزنش گشوده بود، فرمود: « وَ هُوَ الاِمامُ الرَّبَّانِی وَ الهَیكل النُّورانِی قُطْبُ الاَقْطَاب وَ سُلَالَةُ الاَطْیاب النَّاطِقُ بالصَّوَاب نُقْطَةٌ دَائِرَةٌ الاِمَامَة وَ اَبُو بَنِیهِ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ...، علی امامی ربانی و هیکلی نورانی و مرکز توجه همه عارفان و خدا پرستان و فرزندی از خاندان پاکان، گوینده به حق و صواب، نقطه محور امامت و پدر حسن و حسین است... »(18)

      5 - غُصه حضرت زهراء(س) در موضوع غصب خلافت، حضرت زهراء(س) نه تنها امامت علی(ع) را شناخت و آن را ابراز کرد، بلکه در اوج غُصه‌های خود که رحلت پیامبر اکرم(ص) بود، غُصه اصلی‌اش این بود که خلافت علی(ع)علیه‌ غصب شده است.

     ام سلمه می‌گوید: خدمت حضرت زهراء(س) رسیدم و پرسیدم:‌ ای دختر رسول خدا شب را چگونه صبح کردی؟ حالت چگونه است؟ حضرت فرمود: « اَصْبَحْتُ بَینَ كَمَد وَ كَرْب فُقِدَ النَّبِی وَ ظُلِمَ الوَصِی هُتِكَ وَ اللهِ حِجَابُهُ...، صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم، در حالی که پیامبر از دست رفته، و وصی او مظلوم واقع شده و سوگند به خدا پرده حشمت و عظمت او دریده و نابود شده است... »(19)

     6 - وصیت حضرت زهراء(س) مبنی بر این که غاصبان خلافت بر من نماز نخوانند، حضرت در تداوم مبارزه منفی و حمایت از امامت امام زمان خویش در کاغذی نوشت که: « لَا تُصَلِّی عَلَی اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللهِ وَ عَهْدَ اَبِی رَسُولُ اللهِ(ص) فِی اَمِیرِ المُومِنِینَ عَلِی(ع)...، امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش(ص) را در ولایت و رهبری امیر مؤمنان، علی(ع) شکستند، حق ندارند بر من نماز بگذارند. »(20)

     7 - دفاع از امام تا پای جان، حضرت زهراء(س) امام خویش را شناخت و هم با گفتار خویش از او حمایت کرد و هم تا پای جان در مقابل دشمنان امام ایستاد و سرانجام جان خویش را فدا کرد و شهید راه امامت گشت.

     آن حضرت در لحظه غمباری که علی(ع) را با زور به طرف مسجد می‌بردند، فریاد کشید: « وَ اللهِ لَا اَدَعُكُم تَجُرُّونَ اِبْنِ عَمِّی ظُلْماً...، یعنی به خدا سوگند نمی‌گذارم پسر عمویم را ظالمانه بکشانید. »(21)

     از آنچه بیان شد معلوم گردید که حضرت فاطمه(س) از آغاز امام خویش امیر مؤمنان علی(ع) را شناخت و در موارد مختلف از امامت او حمایت و تبلیغ کرد و با غاصبان خلافت او درگیر شد و تا پای جان از مقام امامت علی(ع) دفاع کرد. اگر این مطالب را با آن حدیث معروف « هر کس امام خویش را نشناخت، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است. » جمع کنیم  نتیجه ارزشمندی به دست می آید که می تواند تاریخ اسلام را متحول و عوض کند و باید کسانی که چنین امامی را نشناختند، به تاریخ اسلام و بشریت جواب دهند و از چنین انحرافی در پیشگاه الهی عذر تقصیر بیاورند.

آن روز تمام آسمان نیلی بود
بر دوش علی بیعت تحمیلی بود
وقتی ثمر باغ فدک قسمت شد
ای وای که سهم فاطمه سیلی بود

=====================================

پاورقــــــــــــــــــــی

1 - آیه 124 سوره بقره.
2 - آیه 67 سوره مبارکه مائده. 
3 - ینابیع المودۀ سلیمان قندوزی حنفی، جلد 3، صفحه 546، تفسیر طبری محمد بن جریر طبری، جلد 8، صفحه 116، تفسیر كشاف جار الله محمود زمخشری، جلد 2، صفحه 682، تفسیر فخر رازی محمود بن عمر فخر رازی، جلد 21، صفحه 17 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، صفحه 300، كلام 122.
4 - حیوة القلوب، جلد 5، صفحه 79.
5 - مجموعة الرسائل، المسائل الخمسون، صفحه 384.
6 - الغدیر، جلد 10، صفحه 361.
7 - ولایت و امامت نوشته مهدی نجفی و امامت و رهبری تألیف دکتر مرتضی مطهری.
8 - الغدیر، جلد 10، صفحه 361.
9 - الكشاف محمد زمخشری، جلد 3، صفحه 538.
10 و 11 - شبهای پیشاور سلطان الواعظین شیرازی، صفحه 700.
12 - فرهنگ سخنان فاطمه(س) محمد دشتی، صفحه 211، حدیث 176 و علل الشرایع شیخ صدوق، جلد 1، صفحه 185.
13 - الغدیر، جلد 7، صفحه 230، اعیان الشیعه، صفحه 318 و فرهنگ سخنان فاطمه(س)، صفحه 211.
14 - فرهنگ سخنان فاطمه(س)، صفحه 212، الغدیر، جلد 7، صفحه 77 و بحار الانوار، جلد 28، صفحه 322، حدیث 339.
15 - بحارالانوار، جلد 43، صفحه 3، فرهنگ سخنان فاطمه(س)، صفحه 221 و امالی صدوق، صفحه 475.
16 - بحار الانوار، جلد 36، صفحه 194، کمال الدین شیخ صدوق، صفحه 178 و عیون اخبار الرضا، صفحه 25.
17 - بحار الانوار، جلد 36، صفحه 353، حدیث 224.
18 - فرهنگ سخنان فاطمه(س)، صفحه 27، حدیث 20 و ریاحین الشریعه، جلد 1، صفحه 93.
19 - بحار الانوار، جلد 43، صفحه 175، فرهنگ سخنان فاطمه(س)، صفحه 147 و مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2، صفحه 205.
20 - بحار الانوار، جلد 43، صفحه  204، فرهنگ سخنان فاطمه(س)، صفحه 213 و علل الشرایع، جلد 1، صفحه 176.
21 - فرهنگ سخنان فاطمه(س)، صفحه 106 و شبیه آن در بحار الانوار، جلد 43، صفحه 47، حدیث 46.


نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد 1394 ساعت 09:45 ب.ظ توسط "خلیل" نظرات |


Design By : Pichak